فيروز ميرزا فرمانفرما

96

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

مىنشينند بسيار محل خوب مرغوب و قابل آبادى است . بعد از ورود رودبار انشاء اللّه تفصيل سعيد خان را در روزنامه خواهد نوشت . گاوسوارى يكنفر بلوچ عرض راه اين منزل جيرفتى زياد بود درّاج به‌هيچ‌وجه ديده نشد . و در بين راه كه سواره مىرفتم گاوى را ديدم يك نفر بلوچ سوار است و آنقدر يورقه مىرود از اسب بهتر . اسب اين بنده كه خيلى راه‌وار و يورقه بود هرچه مىراندم به او نمىرسيد خيلى تماشا داشت و اسباب خنده بود . قدغن كردم كه دو فرد از همين گاوهاى يورقه خوب بخرند به تهران بفرستد كه از نظر مبارك همايونى ارواح العالمين فداه بگذرانند تماشاى آن اسباب تفريح و خنده است . و ديگر در اين جنگل مرغ‌هاى بزرگ و كوچك جوربه‌جور خوش‌رنگ خوش‌وضع خيلى ديده شد . از جمله مرغ كوچكى كه اندكى از گنجشك بزرگتر است بسيار مرغ قشنگى به رنگ طوطى دم او نيز مثل دم طوطى دو پر دراز در وسط دم اوست . با تفنگ زدند خيلى تماشا نمود و خواست بلكه تشريح نمايند محفوظ بماند از عهده برنيآمدند گنديد دور انداختند . سربازان زرندى در شكار و صيد مهارتى دارند قطع نسل از اين جيرفتىها مىكردند مىزدند مىآوردند ، به هرشكارى يك هزار مىگرفتند مىرفتند . خود اين بنده نيز به مردن‌مردن و فلاكت گاهى با قوش چند قطعه شكار مىكرد و ياد امير آخور مرحوم با پاهاى چلاق او و پاى چلاق خود مىنمود كه از اين شكار طعنه‌ها لطيفه‌ها كنايه‌ها از او مىشنيد . استعداد كلان زهو براى آبادانى اين منزل به حمد اللّه تعالى از مراحم پروردگار و توجهات سركار اعليحضرت اقدس شهريارى روح العالمين فداه غديرها در همه‌ى عرض راه از آب باران پر و مملّو بود . به توپچيان و سربازان و همه‌ى اهل اردو خوش